
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:به فردا لبخند زنید در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
هفته چهارم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم بهمن 1386
این وبلاگ سعی دارد تا با دیدی نوین به جامعه فردای افغانستان بنگرد و با نگرشی تازه در راستای نیل به آرمانهای والای انسانی برای جامعه افغانستان گام بردارد. از همه عزیزانی که در این راستا میتوانند ما را یاری نمایند، دعوت به همکاری میشود.
براي تبادل
لوگو ابتدا لوگوي ما را قرار دهيد،سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ماهم
همين کار را بکنيم.

یازدهم حمل ۱۳۷۸خورشیدی، در تاریخ مبارزات حق طلبانه جامعه هزاره یک روز فراموش ناشدنی و تاریخی است. در همین روز هزاران نفر در شهر کابل گرد هم آمدند و برعلیه نیت تجاوزمجدد کوچی ها به هزاره جات مارش عظیمی را براه انداختند. این راهپیمایی طولانی در واقع بار دیگر سطح بالای شعور سیاسی جامعه هزاره را به نمایش گذاشت. از دو سال بدینسو کوچی ها برای تداوم استبداد تاریخی اسلاف شان به هزاره جات حمله ور شده اند و علاوه بر غارت، چپاول و پایمال کردن زمین های مزروعی مردم بهسود، حدود هجده نفر را به قتل رسانیده و تعدادی زیادی را زخمی و هزاران خانواده را به آوارگی کشانیدند. اما متاسفانه در کابل به عنوان مرکز تصمیم گیری های سیاسی و ملی صدای مردم بی دفاع و خلع سلاح شده هزاره را نه تنها نشنیدند، بلکه با آگاهی تمام سعی کردند که این صدا را با حیله های مختلف ضعیف و ناشنوا بسازند. هادیان جامعه هزاره در رابطه به تجاوز مسلحانه سال گذشته کوچی ها سکوت کردند، وکلای جامعه هزاره معضل کوچی ها و تجاوز صریح آنها را به هزاره جات، نتوانستند که در پارلمان افغانستان به بحث بکشانند. وکلای هزاره اگر در موارد دیگری با هم اختلاف داشتند اما می توانستند که در این مورد مشخص همنظر عمل نمایند. اما با تاسف که در قضیه کوچی ها وکلای این جامعه ناکار آمدی شان رابه وضوح نشان دادند. سکوت پیرامون تجاوزطالبان کوچی نما به هزاره جات از سوی وکلای هزاره یک غفلت تاریخی است که نباید امسال این غفلت مجدداً تکرارشود. نکشانیدن این بحث به پارلمان افغانستان پرسش های بسیاری را در برابر این وکلا قرار می دهد که جبن و معامله گری از ساده ترین های آن می باشد.
پس از سی سال، تجاوز مجدد کوچی ها را به هزاره جات، باید در تسلسل استبداد تاریخی پس از عبد الرحمن مطالعه نمود. این تجاوز در واقع تبیینی از روح ساقط نشده "هزاره ستیزی" در افغانستان است. برخی ها تصور می کنند که ما هزاره ها به حق خود رسیده ایم. وزیر، وکیل و معاون رئیس جمهور داریم. دیگر در معرض قتل عام قرار نداریم. به طورعلنی کسی ما را بنام "هزاره" اهانت نمی کند و...، اما این طرز نگاه یک تصور باطل است. هزاره ستیزی با همان قوت خویش ادامه دارد، تنها شکل آن عوض شده است که در اینجا به چند نمونه آن اشاره می کنیم:
امروز مانند گذشته عمده ترین خدمات اجتماعی شهر های عمده افغانستان از جمله شهر کابل به عهده جامعه هزاره است. اما فقیرترین و نادار ترین مردم در همین شهر ها، هزاره ها اند. هزاره جات مکان بسیار امن و مطمئن ترین مناطق برای خارجی ها به شمار می رود و از کشت کوکنار خبری نیست. اما در این مکان امن از بازسازی خبری است؟ عدم باز سازی هزاره جات ریشه در تعمد آگاهانه ای دارد که از سوی هزاره ستیزان در دستگاه قدرت اعمال می گردد. شماری از ولسوالی های پرنفوس هزاره جات که واجد ولایت شدن را دارند، چرا به "ولایت" ارتقا نمی کنند؟ چرا از سهمگیری تیم های بازسازی و عمدتاً موسسات خارجی به هزاره جات جلوگیری می شود؟ چرا از کار اسفالت سرک کابل- هزاره جات که از چهل سال پیش طراحی شده بود، خبری نیست؟ چندین کشور از جمله کشور جاپان حاضر گردید که مجسمه های بودا را از نو احیا نمایند، چرا در این مورد سکوت اختیار گردیده است؟ با تمام وعده های پی هم از جمله رئیس جمهور، تا هنوز چرا ولایت بامیان، به ولایت درجه اول ارتقا نکرده است؟ آیا ترس از احیای عظمت تاریخی بامیان، ترس از احیای هویت جهانی هزاره ها نیست؟ دانشگاه بامیان به عنوان یگانه دانشگاه هزاره جات چرا از فقدان بودجه لازم رنج می برد؟ و اگرمساعدت مردم این مناطق نباشد، این دانشگاه در فردای همان روز سقوط نمی کند؟ وزارت تحصیلات عالی با آن بودجه سرشار خویش چرا دانشگاه بامیان را مساعدت نمی کند؟ ولسوالی جاغوری که از هر لحاظ واجد ولایت شدن را دارد، چرا به ولایت ارتقا نمی کند؟ چرا کادر هزاره در بدنه دولت استخدام نمی شوند؟ این چگونه مشارکت ملی است که در وزارتخانه های کلیدی، کادر هزاره به ذره بین دیده نمی شود؟ و از همه اینها که بگذریم، آیا تجاوز مجدد کوچی ها ادامه همان استبداد تاریخی نیست که توسط امیر جابری بنام عبدالرحمن پایه گذاری شد؟ پس آز آن اسلاف این امیر با شیوه های مختلف سیاست "هزاره ستیزی" را به عنوان یک استراتژی در افغانستان دنبال کردند. نماد برجسته تداوم استبداد تاریخی نسبت به هزاره ها در افغاتستان، حضور کوچی ها در فصل گرما در هزاره جات بوده است. چون حاکمیت های استبدادی، در تمام مناطق جوامع محروم و از جمله هزاره جات، حاکمان هم تبار خود را می فرستادند. تا سال ۱۳۵۷ بطور قطع چه در دوران حکومت اعلای دایزنگی و چه پس آز آن، هزاره ها به یاد ندارند که حداقل در کل هزاره جات یک حاکم "دری زبان" آمده باشد. همه حاکمان در این مدت طولانی، پشتون تبار بودند. کوچی ها وقتی به هزاره جات هجوم می آوردند، همه با تفنگ های همان زمان مسلح بودند، در حالیکه در خانه های هزاره ها حتی یک "چاقوی تیز" اسلحه جارحه به شمار می رفت. اما کوچی تفنگ بدوش به دنبال شتران و گوسفندان خویش با تبختر راه می رفت و طبیعی است که چه هراسی بر دل مردم هزاره می افکند. کوچی ها متکی به سلاح و حمایت آشکار حکومت های محلی، زمین های مزروعی مردم هزاره ها را به محل چراگاه مواشی شان در می آوردند. جنگ های متعددی بین مردم محل و کوچی ها در می گرفت. اما از قبل روشن بود که هزاره ها به خاطر دفاع از سرزمین و زراعت شان چه بهای سنگینی را می پرداختند. مواردی متعددی وجود داشته که حتی مردم یک قریه به خاطر یک درگیری عادی با کوچی ها، از قریه شان آواره شده اند و تمام زمین و دارایی شان را حکومت وقت یا در قید ضبط خود درآورده و یا بخشی ازهمین زمین ها را برای کوچی ها با زور و عنف به قباله داده است. اگر کوچی ها ادعا دارند که ما زمین های "قباله شده" در هزاره جات داریم، کدام مرجعی این را اجازه می دهد که قباله های که با زور و جبر اجرا شده باشد، آن را قانونی و یا شرعی قلمداد نماید.
[+]
نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 23:1
|
|


[+]
نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 22:41
|
|