تبليغاتX
به فردا لبخند زنید
تصـــــــوير تصادفي
منوی کاربری

Make Your HomePage    Send Email To Admin    Add to Favorites

پيغام مدير : با سلام امیدوارم از مطالب وبلاگ راضی شده باشید

با تشکر   

لينك دوستان
۞زیباترین قالبهای وبلاگ۞ ۞ بزرگترین گروه یاهو ۞

براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:به فردا لبخند زنید در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،

سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.

چت با مدیر
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

آرشيو
طراح قالب
      هزاره جات، سرزمین هزاره ها است

   یازدهم حمل ۱۳۷۸خورشیدی، در تاریخ مبارزات حق طلبانه جامعه هزاره یک روز فراموش ناشدنی و تاریخی است. در همین روز هزاران نفر در شهر کابل گرد هم آمدند و برعلیه نیت تجاوزمجدد کوچی ها به هزاره جات مارش عظیمی را براه انداختند. این راهپیمایی طولانی در واقع بار دیگر سطح بالای شعور سیاسی جامعه هزاره را به نمایش گذاشت. از دو سال بدینسو کوچی ها برای تداوم استبداد تاریخی اسلاف شان به هزاره جات حمله ور شده اند و علاوه بر غارت، چپاول و پایمال کردن زمین های مزروعی مردم بهسود، حدود هجده نفر را به قتل رسانیده و تعدادی زیادی را زخمی و هزاران خانواده را به آوارگی کشانیدند. اما متاسفانه در کابل به عنوان مرکز تصمیم گیری های سیاسی و ملی صدای مردم بی دفاع و خلع سلاح شده هزاره را نه تنها نشنیدند، بلکه با آگاهی تمام سعی کردند که این صدا را با حیله های مختلف ضعیف و ناشنوا بسازند. هادیان جامعه هزاره در رابطه به تجاوز مسلحانه سال گذشته کوچی ها سکوت کردند، وکلای جامعه هزاره معضل کوچی ها و تجاوز صریح آنها را به هزاره جات، نتوانستند که در پارلمان افغانستان به بحث بکشانند. وکلای هزاره اگر در موارد دیگری با هم اختلاف داشتند اما می توانستند که در این مورد مشخص همنظر عمل نمایند. اما با تاسف که در قضیه کوچی ها وکلای این جامعه ناکار آمدی شان رابه وضوح نشان دادند. سکوت پیرامون تجاوزطالبان کوچی نما به هزاره جات از سوی وکلای هزاره یک غفلت تاریخی است که نباید امسال این غفلت مجدداً تکرارشود. نکشانیدن این بحث به پارلمان افغانستان پرسش های بسیاری را در برابر این وکلا قرار می دهد که جبن و معامله گری از ساده ترین های آن می باشد.

   پس از سی سال، تجاوز مجدد کوچی ها را به هزاره جات، باید در تسلسل استبداد تاریخی پس از عبد الرحمن مطالعه نمود. این تجاوز در واقع تبیینی از روح ساقط نشده "هزاره ستیزی" در افغانستان است. برخی ها تصور می کنند که ما هزاره ها به حق خود رسیده ایم. وزیر، وکیل و معاون رئیس جمهور داریم. دیگر در معرض قتل عام قرار نداریم. به طورعلنی کسی ما را بنام "هزاره" اهانت نمی کند و...، اما این طرز نگاه یک تصور باطل است. هزاره ستیزی با همان قوت خویش ادامه دارد، تنها شکل آن عوض شده است که در اینجا به چند نمونه آن اشاره می کنیم:

   امروز مانند گذشته عمده ترین خدمات اجتماعی شهر های عمده افغانستان از جمله شهر کابل به عهده جامعه هزاره است. اما فقیرترین و نادار ترین مردم در همین شهر ها، هزاره ها اند. هزاره جات مکان بسیار امن و مطمئن ترین مناطق برای خارجی ها به شمار می رود و از کشت کوکنار خبری نیست. اما در این مکان امن از بازسازی خبری است؟ عدم باز سازی هزاره جات ریشه در تعمد آگاهانه ای دارد که از سوی هزاره ستیزان در دستگاه قدرت اعمال می گردد. شماری از ولسوالی های پرنفوس هزاره جات که واجد ولایت شدن را دارند، چرا به "ولایت" ارتقا نمی کنند؟ چرا از سهمگیری تیم های بازسازی و عمدتاً موسسات خارجی به هزاره جات جلوگیری می شود؟ چرا از کار اسفالت سرک کابل- هزاره جات که از چهل سال پیش طراحی شده بود، خبری نیست؟ چندین کشور از جمله کشور جاپان حاضر گردید که مجسمه های بودا را از نو احیا نمایند، چرا در این مورد سکوت اختیار گردیده است؟ با تمام وعده های پی هم از جمله رئیس جمهور، تا هنوز چرا ولایت بامیان، به ولایت درجه اول ارتقا نکرده است؟ آیا ترس از احیای عظمت تاریخی بامیان، ترس از احیای هویت جهانی هزاره ها نیست؟ دانشگاه بامیان به عنوان یگانه دانشگاه هزاره جات چرا از فقدان بودجه لازم رنج می برد؟ و اگرمساعدت مردم این مناطق نباشد، این دانشگاه در فردای همان روز سقوط نمی کند؟ وزارت تحصیلات عالی با آن بودجه سرشار خویش چرا دانشگاه بامیان را مساعدت نمی کند؟ ولسوالی جاغوری که از هر لحاظ  واجد ولایت شدن را دارد، چرا به ولایت ارتقا نمی کند؟ چرا کادر هزاره در بدنه دولت استخدام نمی شوند؟ این چگونه مشارکت ملی است که در وزارتخانه های کلیدی، کادر هزاره به ذره بین دیده نمی شود؟ و از همه اینها که بگذریم، آیا تجاوز مجدد کوچی ها ادامه همان استبداد تاریخی نیست که توسط امیر جابری بنام عبدالرحمن پایه گذاری شد؟ پس آز آن اسلاف این امیر با شیوه های مختلف سیاست "هزاره ستیزی" را به عنوان یک استراتژی در افغانستان دنبال کردند. نماد برجسته تداوم استبداد تاریخی نسبت به هزاره ها در افغاتستان، حضور کوچی ها در فصل گرما در هزاره جات بوده است. چون حاکمیت های استبدادی، در تمام مناطق جوامع محروم و از جمله هزاره جات، حاکمان هم تبار خود را می فرستادند. تا سال ۱۳۵۷ بطور قطع چه در دوران حکومت اعلای دایزنگی و چه پس آز آن، هزاره ها به یاد ندارند که حداقل در کل هزاره جات یک حاکم "دری زبان" آمده باشد. همه حاکمان در این مدت طولانی، پشتون تبار بودند. کوچی ها وقتی به هزاره جات هجوم می آوردند، همه با تفنگ های همان زمان مسلح بودند، در حالیکه در خانه های هزاره ها حتی یک "چاقوی تیز" اسلحه جارحه به شمار می رفت. اما کوچی تفنگ بدوش به دنبال شتران و گوسفندان خویش با تبختر راه می رفت و طبیعی است که چه هراسی بر دل مردم هزاره می افکند. کوچی ها متکی به سلاح و حمایت آشکار حکومت های محلی، زمین های مزروعی مردم هزاره ها را به محل چراگاه مواشی شان در می آوردند. جنگ های متعددی بین مردم محل و کوچی ها در می گرفت. اما از قبل روشن بود که هزاره ها به خاطر دفاع از سرزمین و زراعت شان چه بهای سنگینی را می پرداختند. مواردی متعددی وجود داشته که حتی مردم یک قریه به خاطر یک درگیری عادی با کوچی ها، از قریه شان آواره شده اند و تمام زمین و دارایی شان را حکومت وقت یا در قید ضبط خود درآورده و یا بخشی ازهمین زمین ها را برای کوچی ها با زور و عنف به قباله داده است. اگر کوچی ها ادعا دارند که ما زمین های "قباله شده" در هزاره جات داریم، کدام مرجعی این را اجازه می دهد که قباله های که با زور و جبر اجرا شده باشد، آن را قانونی و یا شرعی قلمداد نماید.


ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 23:1 | |

      بررسی درگیری کوچی‌ها و هزاره ها در افغانستان (2)

   اگر به خطوط چهره این زن کوچی خوب دقت کنید، تمام سرگردانی های تاریخی این قوم را در آن خواهید یافت. در قرن 21 هنوز فرزندان کوچی روی پشت شتر متولد می شوند، در بیابان گردی و چوپانی رشد می کنند و در فقر مطلق سر برخاک می نهند. آنها خوشبخت های هستند که هرگز از عمق فقر و بدبختی شان خبر ندارند. چه کسی مسئول این ستم تاریخی کوچی ها است؟ هیچکس جز هم کیشان و هم تباران کوچی ها که با ناآگاه و فقیر نگه داشتن شان، همیشه از آنها به عنوان ابزار سیاسی بهره جسته اند. کوچی ها باید در جهالت و فقر زندگی کنند و در جهالت و فقر بمیرند تا عده کمی از هم تباران شان در قدرت و ثروت غرق باشند!
 
   تجاوز همه ساله ای کوچيها به هزارستان ادامه ستم های تاريخي، غارت گريها، کوچانيدن های اجباری بوميان، قتل عامها و اجرای طرحهای نژادپرستانه و غير انساني حاکمان گذشته است. آيا ما هنوز در دوره های ظالمانه ای گذشته قرار داريم و يا در عصر به اصطلاح نو دموکراتيک و برابری؟ اگر باور کنيم که نظام افغانستان بر اساس ارزشهای دموکراتيک بنيان گذاشته است، در اينصورت کسانيکه قدرت را در دولت افغانستان در دست دارند با اين ارزشها بيگانه اند. شعارهای فريبنده دموکراتيک و برابری و برادری سر داده مي دهند، ولي افکار و عملکردهايشان همچنان بر محور نژاد پرستي و پشتون سالاری و کوچي سالاری  استوار و بر قرار اند. چه فرقي بين شهروندان صلحجو و حامي دولت افغانستان که به قوانين کشور و تصاميم دولت احترام گذاشته و با وجود بي عدالتيهای آشکار در تقسيم کمکهای مالي و بازسازی، اما مصالح عليای کشورشان را بالاتر از همه چيز دانسته و سکوت کرده و همچنان از دولت افغانستان و جامعه ای بين المللي حمايت کرده اند و بر عکس کوچي ها که از زمان سقوط رژيم طالبان تاکنون نظام موجود در افغانستان را از اساس قبول ندارند. با دولت مي جنگند، مردم ملکي و نظامي را مي کشند. مکاتب، شفاخانه ها، پل ها، سرک ها، شهرها و دهات اين وطن را آتش مي زنند. مواد مخدر را که در قانون اساسي افغانستان منع شده است مي کارند و مي فروشند. استقلال و تماميت ارضي افغانستان را به مخاطره انداخته اند. به دستور سازمانهای جاسوسي دولتهای دشمن افغانستان عمل مي کنند و خدمتگذار آنها اند، به هيچ انساني حتي پشتون و هم تبار خود رحم نمي کنند، حتي طفلان معصوم و زنان را مي کشند. چرا با اين تفاوتهای فاحش هنوز دولت آقای کرزی جانبدارانه و قومي عمل مي کند؟ صبر و سکوت تا کي؟ داشتن اميد و دلخوشي به چه؟ 
 

ادامه مطلب

[+] نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 22:41 | |

      مطالب پيشين
موزیم ملی افغانستان و نود سال پر فراز و نشیب
دانشجويان دانشگاه كابل: تاجيك بدون پشتون و پشتون بدون هزاره معنا ندارد
زهرِ زهرها «ناداني» است
زبان فارسي در زادگاه خود نمي ميرد
نقش معادن و ذخایر زیرزمینی در اقتصاد و امنیت افغانستان
بیایید امپراطورانه بیندیشیم
افغانستانی ها بابت افغانستانی بودن شان باید بهای سنگینی را بپردازند !!!!
مذاكره دولت كابل با طالبان
با چشمانتان لبخند بزنید
با لحظه ها زندگی کنیم
هفت اصل بیل گیتس
آدم آخه چه جوری باشه ؟
بهترین لحظات زندگی
مشکلات زندگی را چگونه حل کنیم ؟
سیزده خط برای زندگی
چشم­اندازی بر آینده­ی فرهنگی هزاره­ها
'بیست و هشت شورشی' در افغانستان کشته شدند (سایت بی بی سی - 27 مرداد 1387)
ظلم، تحقیر، توهین و ... دیگر هیچ! تخریب خانه های مهاجرین افغانی توسط بلدوزر در شیراز
کمک 55 میلیون تومانی حضرت آيت الله العظمی محقق کابلي به آسيب ديدگان تهاجم مسلحانه کوچی ها به بهسود
یک رویداد عجیب: دو تن از نمایندگان کوچی ها در پارلمان، به ایتالیا پناهنده شدند!