
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:به فردا لبخند زنید در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
هفته چهارم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم بهمن 1386
این وبلاگ سعی دارد تا با دیدی نوین به جامعه فردای افغانستان بنگرد و با نگرشی تازه در راستای نیل به آرمانهای والای انسانی برای جامعه افغانستان گام بردارد. از همه عزیزانی که در این راستا میتوانند ما را یاری نمایند، دعوت به همکاری میشود.
براي تبادل
لوگو ابتدا لوگوي ما را قرار دهيد،سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ماهم
همين کار را بکنيم.

لبخند زدن ، خود ما و دیگران را دلگرم می کند. با فراگیری نشاندن یک لبخند دوستانه و گرم که باعث احساس بهتر در وجود ما می شودکسانی را که ما را می بینند شاد می کند ، قادر خواهیم بود بر شادمانی جهان بیفزائیم. جایگزینی یک ظاهر تلخ با لبخند به نفع همه است. پس این تکنیک را بکار ببندید و بطور طبیعی لبخند بزنید. اما چگونه باید این کار را انجام دهید:
- لبخند با چشم آغاز می شود. به بارقه و احساس خوشی در چشمانتان توجه کنید.
- توجه داشته باشید که چگونه با آمدن لبخند به چشمانتان ، آنها بطور طبیعی حرکت می کنند.
- به لبخند با دهانتان اکتفا نکنید چرا که تنها نوعی تظاهر است.
- هنگامی که با چشمانتان لبخند می زنید ، این حالت گسترش می یابد و طبیعتا یک لبخند واقعی بر دهانتان نقش می بندد.
- پرتو لبخند را باچشمانتان ساتع کنید و بقیه صورت را بدون حرکت نگه دارید تا آنگاه که یک لبخند گرم و دوستانه بر آن بنشیند.
این روش را بیاموزید و تمرین کنید تا دریابید که چگونه شما را در نظر دیگران محبوب تر می سازد.
● زیبائی را جذب کنید! و با چشمانتان لبخند بزنید!
لبخند زدن ، خود ما و دیگران را دلگرم می کند. با فراگیری نشاندن یک لبخند دوستانه و گرم که باعث احساس بهتر در وجود ما می شود و کسانی را که ما را می بینند شاد می کند ، قادر خواهیم بود بر شادمانی جهان بیفزائیم. جایگزینی یک ظاهر تلخ با لبخند به نفع همه است. پس این تکنیک را بکار ببندید و بطور طبیعی لبخند بزنید.
● اما چگونه باید این کار را انجام دهید:
- لبخند با چشم آغاز می شود. به بارقه و احساس خوشی در چشمانتان توجه کنید.
- توجه داشته باشید که چگونه با آمدن لبخند به چشمانتان ، آنها بطور طبیعی حرکت می کنند.
- به لبخند با دهانتان اکتفا نکنید چرا که تنها نوعی تظاهر است. - هنگامی که با چشمانتان لبخند می زنید ، این حالت گسترش می یابد و طبیعتا یک لبخند واقعی بر دهانتان نقش می بندد.
- پرتو لبخند را باچشمانتان ساتع کنید و بقیه صورت را بدون حرکت نگه دارید تا آنگاه که یک لبخند گرم و دوستانه بر آن بنشیند. این روش را بیاموزید و تمرین کنید تا دریابید که چگونه شما را در نظر دیگران محبوب تر می سازد.
زیبائی را جذب کنید! و با چشمانتان لبخند بزنید!
● نمایش شگفت انگیز زندگی!
گاهی اوقات (کی گفت همیشه؟) زندگی مانند یک نمایش شگفت انگیز و پر احساس یا یک کمدی است. اما آیا هرگز تصور کرده اید چه چیز آن شبیه به بازی کردن در یک نمایش جالب یا کمدی است؟ بازیگران برای اینکه خنده دار بنظر آیند خود را در موقعیت ها و حالت های اسف باری قرار می دهند. آنها مجبورند این کار را بارها و بارها تکرار کنند تا زمانی که آن را درست ایفا نمایند. آنها خسته ، بد اخلاق و از کار زده می شوند. اما بعدا می توانند در میان تماشاچیان بنشینند و نمایش را تماشا کنند و بخندند.
شاید این کار در زمان انجام ، خسته کننده و دشوار باشد اما کاری است که در گذشته انجام شده و اکنون آنها جزء بینندگان تلقی می شوند و می توانند بخندند.
حال ممکن است ما آنقدر در زندگی در گیر شده باشیم که فراموش کنیم بعنوان تماشاچی صندلی را بگیریم و سوی دیگر ماجرا یعنی قسمت طنز آمیز آن را ببینیم. شاید شما الآن نخندید اما ارزشش را دارد که به عقب برگردید ، بازی خود و دیگران را در این نمایش خنده دار تماشا کنید. بیاد داشته باشید این نمایش کمدی ، بسیار جدی است!
[+]
نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 22:26
|
|

تصور کنید اگر ما بتوانیم با لحظه لحظه عمرمان واقعا زندگی کنیم، آنها را حس کنیم و جدی بگیریم و هر پیشامدی را فرصتی برای ایجاد تغییر و دگرگونی مثبت در زندگی بدانیم
و بپذیریم در برابرهر مشکلی تنها یک راه بیشتر نداریم و آن هم ایستادگی و تلاش برای پیداکردن راه حل مناسب است؛ چه شور و حالی برای ادامه زندگی نصیب خود میکنیم ...
این روش، همان متوقف کردن کامل افکار منفی و در نهایت، مثبتاندیشی است. اما نفی افکار منفی به این معنا نیست که با تمرکز بر این موضوع و آن چه نمیخواهیم که همان افکار منفی محسوب میشوند در واقع به جذب این نوع افکار بپردازیم.
چون مهم این است که بر چه مسایلی تمرکز میکنیم اگرچه مرحله نفی و توقف باشد. زیرا موضوع این نیست که میخواهیم سعی کنیم افکار منفی را متوقف یا کنترل کنیم و یا اساسا به زور آنها را از خود دور کنیم. به هر حال نتیجه یکسان است چون تمرکز ذهن بر افکار منفی است و بنابر قانون جذب، به این طریق شما در واقع از افکار منفی برای حضور در ذهنتان بیشتر دعوت میکنید.
این واقعیت خیلی ساده و آسان عمل میکند. به عبارت دیگر، توقف افکار منفی درست به معنای پرورش و بکارگیری افکار مثبت است؛ آن هم به شکل عمیق و قوی.
ما با تمرین قدردانی از هر آن چه در طول روز به ما نیروی بهتر زندگیکردن میبخشد، هرچند بسیار محدود و اندک؛ در واقع میتوانیم افکار مثبت را در ذهن خود شکل دهیم.
قدردانی برای سلامتی، خانه، شغل، غذا، پوشاک، خانواده، دوستان و هر آن چیزی که به نوعی به ما تعلق دارد و از آنها بهره مند میشویم.تشکر برای همه چیز، ریز و درشت.
هر زمان که ما میگوییم "متشکرم" ، این به مفهوم یک تفکر عمیق خوب و مثبت است. به این ترتیب ما بیشتر و بیشتر افکار مثبت را در ذهن خود میپروریم و افکار منفی را پاک میکنیم.
زیرا در واقع تمرکز ما دیگر بر افکار مثبت است و قانون جذب، به این طریق، بیشتر برای دعوت از افکار مثبت، عمل میکند و هیچ توجهی به افکار منفی ندارد.
هیچ نگران برگشت یا بروز یک فکر منفی جدید نباشید، اگر هر موردی پیش بیاید شما میتوانید به آنها توجه نکرده و آنها را نپذیرید و در واقع به آنها اجازه دهید که یادآور این نکته باشند که تنها باید هرچه عمیقتر به افکار مثبت اندیشید.
هرچه بیشتر بتوانید در طول روز افکار مثبت را در ذهن خود مرور کنید، زندگی شما سریعتر به حداکثر تغییرات و دگرگونیهای خوب در کلیه موارد، دست خواهد یافت.
اگر شما تنها یک روز خود را با گفت و گو در باره چیزهای خوب بگذرانید و از هر فرصتی قدردانی کنید، متوجه میشوید که به طور غیرارادی دیگر منتظر فردا نیستید که چه پیش خواهد آمد. چون همه چیز به طور طبیعی، سیر خود را طی میکند. به عبارت دیگر، شما به آن اندازه بر افکار و لحظه لحظه زندگی خود مسلط هستید که انتظار مفهومی ندارد.
مرور افکارمثبت به طور عمیق، دقیقا مانند این است که در واقع، بذر این نوع افکار را در ذهن بکاریم. به این گونه شما وقتی به موارد مثبت میاندیشید، به درستی در حال کاشتن بذرهای پربارمطمئن و نیروبخش در درون خود هستید که قانون طبیعت و هستی در روند خود، آنها را به باغی سرشار از زندگی، سرسبزی، آرامش و سعادت تبدیل میکند.
بنابراین ما میتوانیم با نوع زندگی و افکاری که انتخاب میکنیم و تا جایی که از آنها لبریز میشویم؛ بهشتی این چنین را در وجودمان متجلی سازیم. موفق باشید
[+]
نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 22:24
|
|


اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.
اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار میرود که قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم: پس از فارغالتحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوقالعاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آنکه بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه رسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.
اصل چهارم: اگر فکر میکنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزی در رستورانها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگهای ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند،از نظر آنها این کار ۱یک فرصت بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما میرسد
[+]
نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 22:18
|
|

اگه سربزیر و متفکر و توی خودش باشه، میگن: افسردگی داره، روانیه، سیماش قاطیه! ...
اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، میگن: جلفه، دلقکه، هجوه!
اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، میگن: شکموئه، پرخوره، مال مفت تور کرده!
اگه لاغر و جمع و جور و میزون باشه، میگن: کنسه، نخوره، حمال وارثه!
اگه از حقش دفاع کنه و زیر بار زور نره، میگن: جنجالیه، با همه دعوا داره، خروس جنگیه!
اگه از حقش بگذره و گذشت کنه، میگن: بی عرضهس، حیف نون و دست و پا چلفتیه!
اگه اهل تحقیقات و کتاب باشه، میگن: اینو، واسه ما شده آقای مطالعه!
اگه با عیالات متحدهش مشکلی نداشته باشه، میگن: زن ذلیله، زن نگرفته، شوهر کرده!
اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، میگن: انگار کلفت آورده!
اگه دست به جیبش خوب باشه و به مردم کمک کنه، میگن: پول پارو میکنه، اهل بند و بسته!
اگه اهل بریز و بپاش و ولخرجی نباشه، میگن: پولهاشو انبار میکنه، جون به عزرائیل نمیده!
اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، میگن: معاشرتیه، فوقالعادهس، دوست داشتنیه!
و بالاخره اگه راست و درست و بیکلک باشه میگن ،: هیچی نمیشه، به درد لای جرز میخوره!
[+]
نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 22:11
|
|

عاشق شدن
آنقدر بخندید که دلتون درد بگیره
وقتی از سفر برگشتید ببینید هزار تا ایمیل براتون رسیده
برای مسافرت به یک جای خوشگل بروید
به آهنگ مورد علاقهتون از رادیو گوش بدین
به رختخواب بروید و به صدای بارش باران گوش بدین
آخرین امتحانتون را خوب بدین
یک دوستی که زیاد نمیبینیدش ولی دلتون میخواد او را ببینید بهتون تلفن کنه
توی جیب شلواری که سال پیش پوشیده بودید پول پیدا کنید
برای خودتون توی آینه شکلک در بیارین و بهش بخندین
بدون دلیل بخندین
به طور تصادفی بشنوید که یکنفر داره از شما تعریف میکنه
از خواب بیدار بشین و ببینید که چند ساعت دیگه هم میتونید بخوابید
آهنگی را گوش کنید که شما را به یاد شخص خاصی بیاندازه
عضو یک تیم باشید
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنید
دوستان جدید پیدا کنید
هر وقت اونو میبینید دلتون هُری بریزه پائین
لحظات را با بهترین دوستانتون بگذرانید
کسانی که دوستشون دارید را خوشحال ببینین
یک دوست قدیمی را ملاقات کنید و ببینید که فرقی نکرده
یک روز بعدازظهر کنار ساحل قدم بزنید
یکی را داشته باشید که بهتون بگه دوستتون داره
بخندید ... بخندید ... بخندید ... و کارهای احمقانهای که با دوستانتون کردید را به یاد آورید
اینها بهترین لحظههای زندگی هستند
قدرشون را بدانیم
زندگی یک مشکل نیست که باید حل کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد
[+]
نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 22:6
|
|

هر یک از ما در طول زندگی خود با مسئلههای گوناگونی روبهرو شدهایم و بهنحوی با آنها کنار آمدهایم. در برخی از موارد نیز، نه آنها را حل کردهایم نه توانستهایم به خوبی با آنها کنار بیائیم. این سبک برخورد با مسئلهها در بعدهای مختلف، زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهد و اغلب، اثرهای زیانباری را برای ما و حتی گاهی افراد مرتبط با ما ایجاد میکند. اگر شما از افرادی هستید که مسئلههای حلنشدهٔ زیادی در زندگی دارید که شما را رنج میدهند؛ بهتر است هرچه زودتر به فکر یک اقدام اساسی برای حل آنها باشید؛ چراکه مسئلههای حل نشده و یا کارهای ناتمام، انرژی روانی زیادی را از ما میگیرد و بهتدریج مشکلهای فردی و اجتماعی بسیاری را موجب میشود. اولین اثر مخرب این سبک برخورد با مسئلهها، به وجود آمدن احساس بیکفایتی و ناتوانی و به عبارت دیگر، عدم توان کنترل وقایع و حادثهها در فرد است. این فرآیند در یک سیکل یا دور معیوب، تداوم مییابد و بسیاری از بعدهای زندگی، بهخصوص رابطهٔ فردی و اجتماعی ما را در برمیگیرد.
تأثیر منفی این امر، از ما فردی بدون تصمیم میسازد و بهتدریج اعتماد دیگران را نسبت به ما دچار خدشه میکند و در نتیجه با محدود شدن دامنهٔ ارتباطهای اجتماعی، مشکل، شدتت بیشتری مییابد.
چنانکه ملاحظه میشود، کسب مهارتی که ما را در هنگام رویاروئی با مسئلهها یاری میکند، ضرورت مییابد. با یادگیری این مهارت، ما میتوانیم سازگاری بهتری با محیط بیابیم و از سوی دیگر، سبب ارتقاء سطح عزتنفس و بهبود رابطههای اجتماعی ما نیز میشود. بسیاری از پژوهشها نیز مؤید این مطلب است:
آموزش مهارت حل مسئله بهخصوص به نوجوانان و جوانان، در پیشگیری بسیاری از اختلالهای روانی مانند اضطراب و افسردگی، مؤثر است.
از آنجائی که این مهارت، مبتنی بر منطق و عقل سلیم است، آموزشگیرنده در زمان بسیار کوتاهی قادر خواهد شد تا از روش منظمی برای حل مسئلههای فوری استفاده کندو در ضمن، احساس کفایت و کنترل بیشتری بر موقعیتهای دشوار زندگی بیابد.
گامهای اساسی در حل مشکلهای زندگی:
۱. اصلاح باورهای اشتباه خود نسبت به مسئله:
از آنجائی که بیشتر ما دچار خطاهای شناختی متعددی هستیم مانند :حالا که از این درس افتادم، پس هیچوقت نمیتواند شاگرد موفقی باشم یا اگر دانشجوی خوبی بودم، دچار مشکل تحصیلی نمیشدم.
چنین دیدگاهی نسبت به مسئلهها، امکان هرگونه اقدام موفقیتآمیزی را از ما سلب میکند و بهجای اینکه منجر به حل مسئله شود، باعث دور زدن مکرر آن میگردد. در اصطلاح، این افراد را بهجای راهحلمدار، مسئلهمدار میگویند.
پس در گام اول، میبایستی به تصحیح این نگرشها بپردازیم. در چنین شرایطی، استفاده از مشاوران متخصص میتوانند کمککننده باشد.
2. تعریف دقیق مسئله:
در بسیاری از موارد، تعریف دقیق و مشخصی از مسئلهای که در حال حاضر با آن روبهرو هستیم، نداریم. ما بهطور معمول با سبدی پر از مسئلههای گوناگون که به شکل مستقیم و غیرمستقیم در ارتباط با یکدیگر میباشند، روبهرو هستیم. در این موارد، تهیهٔ فهرستی از مسئلهها و تعیین اولویتهای هر یک، بسیار مفید است.
برای این کار باید بتوانیم به سئوالهای زیر پاسخ دهیم:
مسئلهٔ حاضر چیست؟ کی شروع میشود؟ کجا شروع میشود؟ چهکسی یا چهکسانی در این مسئله، نقش دارند؟
در نهایت نیز باید مسئله را تا میتوانیم به ابعاد کوچکتر و سادهتری تقسیم کنیم.
3. پیدا کردن راهحلهای زیاد و یادداشت کردن آنها:
بهخاطر داشته باشیم که در این مرحله، کمیت راهحلها (تعداد راهحلها) مهمتر از کیفیت آنهاست. بنابراین بهتر است ذهن خود را باز بگذارید و هر راهحلی که به ذهنتان میرسد را روی کاغذ بیاورید. هدف مهم در این گام، این است که از کمیت (فهرست طولانی راهحل) به کیفیت (بهترین و مناسبترین راهحل) دست پیداکنیم.
4. ارزیابی راهحلها و انتخاب:
برای این کار، نوشتن مزیتها و عیبهای یک راهحل در دو ستون جداگانه، بسیار کمککننده است. سئوالهائی که در این گام باید پاسخ دهید، این است که هرکدام از راهحلها برای خودم، خانوادهام و دیگران مفید است یا مضر؟ آیا انجام این راه، مرا به هدف اصلی میرساند یا نه؟ آیا این راهحل، متناسب با ارزشهای من و جامعهام میباشد؟
5. انتخاب راهحلهای مناسب:
انتخاب راهحل مفید و سودمند، براساس روش مرحلهٔ قبل (برگهٔ سود و زیان یا تشکیل دو ستون سود و زیان) صورت میگیرد. پس راهحلهائی که هم برای خودمان و هم برای دیگران، خوب و مفید است؛ انتخاب میکنیم و از میان آنها مناسبترین را برمیگزینیم. با انتخاب راهحل، باید بتوانیم برای سئوالهای مرحلهٔ قبل نیز پاسخهای روشن و بدون ابهام پیدا کنیم.
6. اجرای راهحل مفید:
تنظیم برنامهٔ زمانبندی مشخص برای اجرای راهحل نهائی، بسیار ضروری است؛ این کار به ما کمک میکند با نظم و برنامهای خاص، راهحل را به اجرا درآوریم.
در این مرحله نیز، میتوانیم راهحل موردنظر را به گامهای کوچکتر و سادهتر تقسیم کنیم. برای نمونه اگر مسئله، یافتن شغل است، میتوانیم بهترتیب زیر عمل کنیم:
الف. مراجعه به مراکز کاریابی
ب. خواندن آگهی روزنامهها
ج. مراجعه به مراکزی که به تخصص، تجربه یا توان ما نیاز دارند
د. تماس حضوری با افرادی که به نوعی میتوانند کمککننده باشند و ...
7. ارزیابی راهحلها و جایزه دادن به خود:
ارزیابی، فعالیتی است که در تمام مرحلهها ضروری بوده و در این مرحله، ضروریتر؛ زیرا در صورت غیرمؤثر بودن هر گام، میتوانیم راهحل و یا شیوههای مناسب دیگری را بیابیم.
در صورت کسب موفقیت، به خود پاداش دهید. بهطور نمونه چیزی را که مدتها آرزوی خریدنش را میکردید، برای خود خریداری کنید و یا برنامه و فعالیتی خاص مانند رفتن به تئاتر و ... را برای خود تدارک ببینید. پاداشها هم در تداوم و هم در یافتن شیوههای مناسب برخورد با مسئلهها، ما را یاری میدهند.
[+]
نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 22:1
|
|

۱. دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا میکنم
۲. هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین لیاقتی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود
۳. اگر کسی تو را آنطور که میخواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجود دوست ندارد
۴. دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد و قلب تو را لمس کند
۵. بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید
۶. هرگز لبخند را ترک نکن ، حتی وقتی ناراحتی چون هر کس ممکن است عاشق لبخند تو شود.
۷. تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی
۸. هرگز وقتت را با کسی که حاظر نیست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران
۹. شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را ، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار باشی
۱۰. به چیزی که گذشت غم نخور ، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن
۱۱. همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند ، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده ، دوباره اعتماد نکنی
۱۲. خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را میشناسی قبل از آنکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد
۱۳. زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری
[+]
نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 21:51
|
|