
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:به فردا لبخند زنید در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
هفته چهارم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم بهمن 1386
این وبلاگ سعی دارد تا با دیدی نوین به جامعه فردای افغانستان بنگرد و با نگرشی تازه در راستای نیل به آرمانهای والای انسانی برای جامعه افغانستان گام بردارد. از همه عزیزانی که در این راستا میتوانند ما را یاری نمایند، دعوت به همکاری میشود.
براي تبادل
لوگو ابتدا لوگوي ما را قرار دهيد،سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ماهم
همين کار را بکنيم.
بنیانگذار بلخ جمشید (یما) بوده است. در زمان های پیش از اسلام بلخ مرکز و آغازگر زبان اوستایی و دین زردشتی بوده و در دوره های فرمانروایی موریای هند و کوشانیان از مراکز دین بودایی و محل معبد معروف نو بهار بود.
اولین حمله مسلمانان به بلخ در سال 652 م (32 ه ق) به سرکردگی احنف بن قیس بود.
در سال 43 ه ق دوباره به تصرف مسلمانان در آمد، ولی در زمان قتیبه بن مسلم (متوفی به سال 69 ه ق) بود که کاملا مغلوب آنان شد.
در دوره اعراب یعنی در قرون وسطی بلخ همراه با هرات نیشاپور و مرو یکی از چهار قسمت ( چهار ربع) خراسان بود.
در سال 118 ه ق اسد بن عبدالله قیسری پایتخت خراسان را از مرو به بلخ منتقل کرد و این شهر رونق یافت.
در سال 256 ه ق این شهر به تصرف یعقوب لیث صفاری در آمد.
در سال 287 ه ق عمر بن لیث صفاری نزدیک بلخ مغلوب اسماعیل سامانی شد و به قتل رسید و بلخ تحت حکومت سامانی در آمد.
در سال 451 ه ق سلجوقیان تصرفش کردند.
در سال 550 ه ق به دست ترکان غز ویران شد.
در سال 617 ه ق با و جود این که بلخ تسلیم چنگیز مغول شد.
مغولان آن را ویران کردند و مردمش را قتل عام نمودند. در دوره تیموریان تا اندازه شکوه گذشته را باز یافت ولی پس از بنای شهرمزارشریف در بیست کیلومتری آن بلخ رو به انحطاط گذاشت.
در منابع تاریخی به خاطر موقعیت فرهنگی و تمدن بلخ از آن به نامهای مختلف مانند بلخ گزین، بلخ الحسنا، ام البلاد، ام القرا، بلخ بامی، قبه الاسلام ، دارا الفقاهه، داراالاجتهاد و ... یاد شده است.
بلخ همواره کانون علم و فرهنگ بوده، و فضلای بزرگ را در دامان خویش پرورانیده است. از شمار مشاهیره و فرهیخته گان آن می تواند از مولانا جلال الدین محمد بلخی ، رابعه بلخی، ابن سینای بلخی ، امیر خسرو بلخی(مشهور به دهلوی)، ابولموید بلخی، حکیم خسرو بلخی، عنصری بلخی، ابو شکور بلخی، شهید بلخی، دقیقی بلخی، مولانا خال محمد خسته، واصف باختری، علامه سید اسماعیل بلخی، محمد عمر فرزاد، محمد حنیف حنیف بلخی، عبدالصمد جاهد و .... نام برد.
در آخر می خواهم نظر یکی از دوستانم را درباره شهر افسانه ای بلخ برای شما بگذارم تا به تاریخ و پیشینه سراسر شکوه خود ببالید و هیچ گاه احساس شرمساری از گذشته خود نداشته باشید.
... در روزهای پایانی سالی که به نام مولانا مزین شده بود، یعنی روزهای ششم و هفتم جدی برای شرکت در جشنوارهای که به این مناسبت از طرف والی بلخ برگزار میشد به این ولایت رفتم. دیدار از شهر مزار شریف و شهر باستانی بلخ همیشه برایم آرزویی بزرگ بود. شهر مزار شهر زیبایی است که آهنگ سازندگی در آن بسیار بیشتر از کابل و دیگر شهرها به چشم میخورد. در هنگام ورود به این شهر مدام فضای داستانهای دوست نازنینم محمد حسین محمدی برایم تداعی میشد و لوکیشنهای داستانهای او را می دیدم: پل تصدی، دروازه جمهوریت، پارک فردوسی، روضه مبارک... و روضه مبارک با معماری شگفت و حیرت انگیزش. اما شهر باستانی بلخ جاذبههای دیگری دارد. شهری که زادگاه فرهنگ و تمدن و زبان فارسی است. شهری که جمشید یا به گویش بومی این حوالی یما شاه افسانهای و مقتدر آریانیها در این شهر تاج شاهی بر سر نهاده و روز نوروز را بنا نهاده است. شهری که زردشت در دامان آن به دنیا آمده و دعوت نیکیهای جاودانهاش را از آنجا آغاز کرده است.
در بلخ خانه زادگاه مولانا و خانقاه پدرش، مقبره خواجه ابونصرپارسا بزرگمرد عرفان و رابعه بلخی و انوری ابیوردی و بسیاری دیگر از مفاخر تاریخ و تمدن فارسی، معبد نوبهار یا معبد زردشت هنوز برجای مانده و هرکدام دنیایی از راز و رمز و شگفتی را با خود به همراه دارد. نقش و نگارهای معبد نوبهار به قدری زیبا است که هوش از سر بیننده میبرد.
[+]
نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 11:40
|
|
منار جام، که از آن به عنوان کهن سال ترین بنای خشت و گل جهان نام برده میشود، در مناطق کوهستانی ولایت غور افغانستان قرار دارد. این منار در قرن دوازدهم میلادی ساخته شده و در سال ۲۰۰۲، مرکز حفظ میراث جهانی یونسکو خواستار ثبت این منار در فهرست میراث فرهنگی جهان شد. منار کهنسال و تاریخی جام در حال فرسایش است. فرانچسکو بندارین مدیر این مرکز درباره منار جام گفتهاست که این منار، «یکی از سازههای خارق العاده معماری و کهنسال ترین برج آجری باقی مانده در جهان است.» یونسکو میگوید به دلیل جریان آب در رودخانهای که در نزدیکی منار جام قرار دارد، این منار بزرگ، در حال فرسایش است. در شمارهء ششم كتيبه نشريه انجمن حفظ ميراث هاي فرهنگي افغانستان – سپك- در ارتباط به ساختمان دروني و نماي بيروني منار جام چنين تصويري ارايه شده است : (( از پاي تا سر منار، زينهء پيچا پيچي در دو كنارهء داخلي آن بالا رفته و به دالان بالايي مي رسد نماي بيروني منار با خشت هاي برجستهء فيروزه يي درخشان بر زمينهء گلابي و نوار نوشته سورهء نزدهم قرآن مجيد آراسته شده است .)) در گزارش كتيبه آمده است كه پژوهشگران در اين ارتباط كه آ يا منار جام بخشي از كدام مسجد و يا نمادي از پيروزي غوري ها بوده است هنوز به تحقيقات خويش ادامه مي دهند . اين در حاليست كه هنوز در اطراف منار نشانه يي از هيچ مسجد و مدرسهء مذهپي كشف نشده است. ظاهراً گمان ميرود كه ابنيه يي به اين شكوه و بزرگي ميبايستي در شهر بزرگي بنا ميشد نه در يك چنين درهء تنگي . اين پرسشي است كه از سال ها بدين سو ذهن كارشناسان عرصه باستان شناسي را به خود مشغول ساخته است . منارجام سده هاي درازي به گونهء يك زيبايي فراموش شده در خم دره يي خاموشانه ايستاده بود. شايد بتوان گفت كه از كشف آن بيش از پنجاه سال نميگذرد. چنان كه باستان شناسان روز هجدهم 1957 ميلادي را به نام روز كشف منار جام تلقي مي كنند. در همين روز گروهي از باستان شناسان غربي به رهنمايي باستان شناس افغانستان احمد علي كهزاد به خم درهء در دهكدهء جام رسيدند كه ناگهان با آن تجسم زيبايي روبه رو شدند. تماشاي منار باستان شناس فرانسه يي را (( Andre Marieq )) چنان شگفت زده ساخت كه براي يك لحظه احساس ميكرد كه با برج جادويي رو به رو شده است . باستان شناسان به اين باور اند كه اهميت منار جام تنها در زيبايي آن نيست ؛ بلكه اين منار ميتواند كليدي باشد در جهت گشودن راز هاي دورهء غوريان در افغانستان . پس از آن دانشمند ايتاليايي اندريه برنو از منار جام ديدن كرد و در نتيجهء چنين ديدار هايي بود كه منار جام از گمنامي رهايي يافت و ظرف اضافه از چهل سال گذشته مسايل و موضوعات زيادي در ارتباط به چگونگي ايجاد اين منار ، اهميت تاريخي و خطراتي كه متوجه آن بوده است در مطبوعات افغانستان و اسناد سازمان ملل متحد مطرح شده است .
[+]
نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 16:59
|
|
|
تا کنون گمان غالب بر اين بود که نقاشی رنگ و روغن از اختراعات اروپايی هاست که طی سده های ١٥ و ١٦ ميلادی برای نخستين بار به کار رفته و با مرور زمان به حالت کنونی اش رسيده است. اما اکنون گفته می شود که با کشفيات تازه باستان شناسان ژاپنی، اروپايی و آمريکايی در غارهای دره باميان افغانستان بخشی از تاريخ نقاشی بازنويسی خواهد شد. اين دانشمندان در باميان به نمونه هايی از ديوار نگاره های رنگ و روغن برخورده اند که ١٤٠٠ سال قدمت دارد. یوکو تانی گوجی، پژوهشگر و عضو مؤسسه ملی پژوهش سرمایه های فرهنگی ژاپن در ماه ژانویه گفت که تصويرهای ديواری بودا در مرکز افغانستان که متعلق به حوالی سال ٦٥٠ میلادی است، نخستين نمونه کاربرد رنگ و روغن در هنر نقاشی جهان است. |
ترکيبات روغنی ١٩ اثر از ٥٣ ديوارنگاره باميان را پژوهشگران موسسه حفاظت از آثار فرهنگی گتی مستقر در لس آنجلس آمريکا تشخيص داده اند.
مصالحی که برای آفريدن ديوارنگاره ها به کار رفته است، رزین طبیعی، صمغ گیاهی، روغن خشک و چربی حیوانی به عنوان نگهدارنده رنگ ها بوده است.
یوکو تانی گوچی می گوید :" روغن های متنوع با چنان تکنیک پیچیده ای در نقاشی ها به کار رفته است که من تصور می کردم در برابر نقاشی های قرن ١٤ یا ١٥ ایتالیا ایستاده ام."
پیدا شدن این دیوارنگاره ها، نظرات رایج در مورد منشا نقاشی رنگ و روغن را تغییر خواهد داد.
بسیاری بر این باورند که خاستگاه استفاده از روغن در نقاشی، اروپاست که پیش از رنسانس شروع شده و در فاصله زمانی سال های ١٤٠٠ تا ١٦٠٠ میلادی به شکوفایی رسیده بود.
خانم تانی گوچی می افزاید : " همکاران اروپایی من مبهوت شده بودند. چرا که همیشه این باور وجود داشته که شیوه نقاشی رنگ و روغن در اروپا خلق شده . برای آنها قابل باور نبود که چنین تکنیک پیشرفته ای در غارهای بودایی آسيای ميانه، فرسنگ ها دور از آبادانی استفاده شده باشد."
خانم تانی گوچی می گوید :" من با بررسی دیوار نگاره های کهن اروپا وآ سیای مرکزی، می خواهم حقایق جدیدی را در مورد ریشه های نقاشی رنگ و روغن آشکار کنم ."

February 6, 2008—A newly discovered mural is one of many in 12 of Afghanistan's famed Bamian caves that show evidence of an oil-based binder. The binder was used to dry paint and help it adhere to rocky surfaces.
The murals—and the remains of two giant, destroyed Buddhas—include the world's oldest known oil-based paint, predating European uses of the substance by at least a hundred years, scientists announced late last month.
Researchers made the discovery while conducting a chemical analysis as part of preservation and restoration efforts at Bamian, which lies about 145 miles (240 kilometers) northwest of the Afghan capital,
[+]
نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 16:26
|
|