
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:به فردا لبخند زنید - زبان فارسي در زادگاه خود نمي ميرد در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طریق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
هفته چهارم آبان 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم بهمن 1386
این وبلاگ سعی دارد تا با دیدی نوین به جامعه فردای افغانستان بنگرد و با نگرشی تازه در راستای نیل به آرمانهای والای انسانی برای جامعه افغانستان گام بردارد. از همه عزیزانی که در این راستا میتوانند ما را یاری نمایند، دعوت به همکاری میشود.
براي تبادل
لوگو ابتدا لوگوي ما را قرار دهيد،سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ماهم
همين کار را بکنيم.

من آنم كه در پاي خوكان نريزم
من اين قيــمت دُر لفـظ دري را
"ناصر خسرو قبادياني"
به گزارش بی بی سی : در حالی که زبان اکثریت مردم افغانستان فارسی است وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان یک خبرنگار و دو مدیر مسئول خبر را به علت “استفاده از واژه های فارسی” در بلخ و کابل مجازات کرده است.
عبدالکریم خرم، وزیر فرهنگ افغانستان، در حکمی خطاب به تلویزیون محلی بلخ دستور داده است که بصیر بابی، گزارشگر محلی برای تلویزیون ملی افغانستان در مزارشریف، به علت “استفاده از کلمات خلاف اصول فرهنگی و اسلامی” برکنار شده و در سابقه کاری اش این “تخلف” تذکر داده شود. بصیر بابی در گزارشی برای تلویزیون ملی افغانستان که از کابل پخش می شود، واژه “دانشکده” را به جای “پوهنحی” و دانشگاه را به جای “پوهنتون” استفاده کرده بود. وی همچنین “دانشجویان” را به جای “محصلین” بکار برده بود. آقای بابی در گفتگو با بی بی سی این اقدام وزیر اطلاعات و فرهنگ را غیرعادلانه و بدور از انصاف خواند و گفت: “این حکم نشان می دهد که وزیر فرهنگ تحمل ندارد افغانها زبان مادری خود را بکار ببرند و صدای ما را می خواهد در گلو خفه کند.” خبرنگار برکنار شده تلویزیون افغانستان افزود: “مجازات به جرم استفاده از زبان مادری ام، مضحک و خنده آور است.” اما مقامات وزارت فرهنگ افغانستان گفته اند که آقای بابی خواسته که “قصدا” زبان بیگانه را در افغانستان مروج سازد.
افغانستان زادگاه زبان فارسي
افغانستان زادگاه زبان فارسي با قدمت 5هزار ساله است.
سيداسحاق شجاعي داستان نويس و پژوهشگر با بيان اين مطلب مي افزايد: تا زمان پادشاهي نادر شاه و ظاهر شاه ،زبان فارسي تنها زبان رسمي وعمومي در كشور بوده است حتي احمد شاه ابدالي به عنوان اولين پادشاه در محافل رسمي پشتون به زبان فارسي سخن مي گفت و زبان پشتون به عنوان زبان قومي مطرح بود.
در زمان عبدالرحمان خان كتاب تاج التواريخ و در زمان امان الله خان سراج الاخبار و سراج التواريخ به عنوان معتبرترين كتاب هاي آن عصر به زبان فارسي نوشته مي شد.
تازمان نادر خان كاربرد زبان پشتون از مرزهاي قبيلهاي فراتر نمي رفت. اما سياستهاي قوميتي باعث شد تا درسال 1343زبان پشتون در كنار زبان فارسي به عنوان دو زبان رسمي افغانستان شناخته شود.
اما آيا مشكل اساسي ،تداخل زبان فارسي با زبان پشتون تنها يك مسئلهي زباني است ؟ يا اينكه مطرح كردن مسئله ي زبان در افغانستان اهداف ديگري را به دنبال دارد؟
تحريكات خارجي
شجاعي با بيان اينكه زبان فارسي و آثارماندگارآن متعلق به ملت افغانستان است نه به يك قوميت خاص، مي گويد: حساسيتهايي كه از طرف برخي از سياستمداران كشور درمورد زبان فارسي اعمال مي شود ريشه در
منافع غيرمرتبط به مسئله ي زبان ها دارد بطوريكه فارسي زبانان افغانستان در سه دههي اخير تجربيات بسيار تلخي دربارهي ورود واژگان بيگانه داشتند كه برخي از اين موارد ريشه در مسايل سياسي و حتي تاريخي دارد.
وي توضيح مي دهد: برخي از كساني كه در مصادر قدرت تكيه زده اند تحت تاثير وضعيت برخاسته از خارج اقداماتي انجام مي دهند كه برخلاف منافع ملي افغانستان است.
برخي كشور ها برقراري صلح و ثبات و شكل گيري وحدت ملي در افغانستان را با منافع خود در تناقض مي دانند به همين خاطر در شرايط حساس كنوني،مسئله ي زبان ها در افغانستان را وسيله ي كشمكش ها قرار مي دهند.
درافغانستان، امروزه براي مفاهيم نو آميزه اي از واژگان بيگانه استفاده مي شود و سياست آشفتهسازي فارسي از سوي حكومت آن كشور همچنان ادامه دارد.
به عقيدهي محمد كاظم كاظمي صاحبنظردر ادبيات وزبان فارسي- از گذشته تاكنون فارسي ايران،زبان رسمي و بلا منازع كشوربوده است و به اين ترتيب هم تكليف حاكمان با آن روشن است وهم تكليف مردم وهمه در رشد و اعتلاي آن كوشيدند؛ و تغيير حاكميت ها نيز تغييري در اين روند ايجاد نكرده است ولي در افغانستان يك سياست رسمي ،ثابت و سراسري در برابر زبان فارسي وجود ندارد و اگر هم در مقاطعي وجود داشته حاكمان در جهت تقويت اين زبان تلاش نمي كردند.
وي براين نكته باور دارد: ما فارسي زبانان افغانستان سردرگم مانده ايم و نتوانستيم تكليف خود را با زبان مادري روشن كنيم بطوريكه هنوز نمي دانيم –كه اين زبان را چه بناميم فارسي يا دري يا فارسي دري با اينكه در مراجع رسمي از فارسي دري سخن مي رود .
دراينجا سوالي مطرح مي شود- باتوجه به اين نكته كه استفاده از زبان فارسي در مراجع رسمي كشور بسيار بااهميت بوده اما چه اتفاقي افتاده است كه امروز در مراجع رسمي بخصوص در مكاتبات اداري واژه هاي پشتو مورد استفاده قرار مي گيرد؟
در دانشنامه ي الكترونيكي ويكي پديا به زاويه ي ديگري ازاين موضوع اشاره شده است.
بنوشته ي اين پايگاه اطلاع رساني" بدليل سياست پشتون سازي حكومتي در افغانستان ،در متون اداري واژههاي بسياري برزبان فارسي افغانستان تحميل شده است .
تحميل واژههاي نوپاي پشتو در نامههاي اداري افغانستان به اندازهاي است كه رواني زبان فارسي در آن به خطر افتاده است .
تعامل منطقي با زبان پشتو
كاظمي دركتاب "هم زباني و.بي زباني " ص 136 آورده است: يكي ديگر از امكاناتي كه فارسي زبانان افغانستان خواسته يا ناخواسته از آن برخوردارند تعامل با زبان پشتو است، پشتو مي تواند هم زيستي بسيار سالم با فارسي داشته باشد ما با برادران پشتون خود مراودات اجتماعي داريم كه لاجرم يك داد و ستد زباني را ايجاب مي كند .
وي در اين كتاب از وضعيت كنوني تعامل با زبان پشتو ابراز تاسف كرده است: تعامل ميان فارسي و پشتو ،همواره در هالهاي از مسايل جنبي سياسي وغير سياسي گم شده ودر نهايت كار بدان جا كشيده كه داد و ستد با اين زبان براي فارسي زبانان ناگوار شده است و اگر پشتو از مسير غير از حاكميت- بطور مثال- از مسير ادبيات – با فارسي وارد تعامل مي شد و داد و ستد ميان اين دو زبان ، اختياري و براساس نيازهاي طبيعي بود،چه بسا كه فارسي درموارد لزوم از پشتو نيز بهرههاي مفيدي مي برد.
وي در اين كتاب تصريح كرده است: به هر حال امروز واژگاني از پشتو وارد فارسي افغانستان شده است.
ولي ترديدي نمي توان داشت كه در بسياري موارد ، در فارسي معادلهاي بهتري براي اين واژگان وجود دارد .
از طرفي نيز پشتو كلمات بسياري را از فارسي وام گرفته است؛ ولي تفاوت كار دراين است كه آنچه پشتو ازفارسي گرفته ،طبيعي و براساس ضرورت بوده و آنچه فارسي وام گرفته ، شكل رسمي و اداري داشته است و اين تعامل سالم و نيكو نيست و تصوراينست كه شكلهاي بهتري نيز براي آن وجود داشته باشد.
كاظمي در اين كتاب خاطر نشان كرده است: برخلاف تصور غالب ،ميزان واژگان دخيل از پشتو در فارسي افغانستان بسيار اندك است و صرفا به چند اصطلاح اداري و نظامي محدود مي شود.
وي در ادامه آورده است: ارتباط دادن مستقيم ضعف زبان فارسي به حاكميت پشتون كشور كمي بيجا به نظر مي رسد و ناشي از تعصبات رايج در كشور است.
سيد اسحاق شجاعي -نويسنده با بيان اينكه زبان زنده و زاينده است مي افزايد: متاسفانه درفارسي افغانستان واژگان انگليسي ،عربي ،پشتو و اردو فراوان بكار رفته است و اين مسئله يكي از چالشهاي زبان فارسي افغانستان است و رشد زبان فارسي را به خطر مي اندازد و بايد شرايطي را فراهم كرد تا زبان فارسي سير طبيعي تكامل خود را طي كند و تجربه نشان داده كه اقدامات تضعيف گرانه نمي تواند فارسي را دچار زوال كند همان طور كه مثنوي معنوي مولانا جلال الديين بلخي به عنوان شاهكار ادبي فارسي شهرت جهاني دارد ونمي توان آن را نابود يا تضعيف كرد.
[+]
نوشته شده توسط مصطفی فاضلی در 17:29
|
|